![]() |
![]() |
|
| میخواهم عاشق نباشم اما نمیشه |
برای آنکه د وس ت ش دارم
ميزنند و مرا عاشق خودشان می كنند.
مهتاب با نور درخشانش مرا عاشق می كند
واين چنين احساس می كنم كه موجهای دريا دوست دارند در كنار من باشند ، و برای اينكه در كنار من باشند بی قراری می كنند و اينگونه می شود كه من عاشق
پروانه ها می آيند دور من جمع می شوند و بالای سرم پرواز می كنند و مرا عاشق خودشان می كنند، و از آن سو پرندگان می آيند و بالای
اين دنيا تا پايان دنيای عاشقی است ، دنيای است كه انسان را وادار به عاشقی می كند غوغای عشق دنيا را بهم ريخته…همه عاشق همند، در وجود ما انسان ها و موجودات عشق و عاشقی يك نوع وابستگی است و ای کاش تو هم عاشق می شدی ! U |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 16:54 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 |
|
RSS
|